سيد اصيل الدين عبد الله واعظ

پيشگفتار 13

مقصد الاقبال سلطانيه ومرصد الامال خاقانية ( فارسى )

لطيفه چينى مىكشيد . پس از آنكه ميرزا عبد اللطيف پدر را كشته ، بر سرير پادشاهى نشست ، كس فرستاد و آن جناب را به سمرقند برده حبس كرد و ميرزا سلطان ابو سعيد از حبس گريخته ، به بخارا شتافت و به حسب اتفاق در همان شب كه ميرزا عبد اللطيف در سمرقند به قتل رسيد و ميرزا عبد اللّه پادشاه گرديد ميرزا سلطان ابو سعيد كه بعد ازين در اكثر اوقات از وى به سلطان سعيد ، ياد كرده خواهد شد ، در بخارا خروج نموده ، داروغهء بخارا آن حضرت را گرفته در مضيقى تنگتر از حوصلهء بخيلان بازداشت و روز ديگر خبر قتل ميرزا عبد اللطيف به آن ديار رسيد . امرا و اعيان بخارا به قدم اعتذار نزد سلطان سعيد رفتند و زبان به استغفار گشاده آن حضرت را از محبس برون آوردند و بر مسند سلطنت نشانده نقد اخلاص و نياز به رسم نثار بر افشاندند . بيت : عزيز مصر به رغم برادران غيور * ز قعر چاه برآمد ، به اوج ماه رسيد و از آنجا كه غايت علو همت آن خسرو عالى منزلت بود باوجود بدايت ايام كامگارى و افتتاح هنگام شهريارى ، به سلطنت ولايت بخارا قناعت ننموده و كمند همت بر كنگرهء تسخير ولايت سمرقند افگند و ميرزا عبد اللّه از خيال استقلال آن نقطهء دايرهء مركز جاه و جلال آگاه شده ، به مراسم استقبال استعجال نمود و بعد از وقوع قتال و جدال ، لشكر سمرقند غالب گشته سلطان سعيد عنان انهزام به صوب تركستان منعطف گردانيد و شهر « بسى » را به تصرف درآورده ، روزى چند در آن بلده به فراغت بگذرانيد . ميرزا عبد اللّه چون برين حال وقوف يافت ، سپاهى يراق كرده همراه بعضى از امراء شجاعت پناه ، بدان جانب فرستاد و آن طايفه در قلب زمستان عازم « بسى » گشته ، سلطان سعيد در شهر متحصن گرديد و امرا آغاز محاصره و محاربه كرده ، در آن اثنا سلطان سعيد فوجى از